المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

349

مروج الذهب ( فارسى )

و سى و دو بجاست و بنام ديوار پيرزن معروف است . گويند اين ديوار را از آن جهت ساخت كه در خصوص فرزند خود نگرانى داشت كه فرزندش شكار بسيار ميكرد و از درندگان خشكى و دريا و غافلگيرى ملوك و باديه‌نشينان مجاور بر او بيمناك بود و ديوار را براى دفع نهنگ و غير نهنگ بساخت در اين زمينه صورت ديگر نيز گفته‌اند كه دلو كه سى سال پادشاه مصر بود و در مصر طلسم خانه‌ها و تصوير ها بساخت و لوازم جادو را بكمال رسانيد . تصوير كسانى كه از هر سو بجانب مصر ميامدند با مركوبشان از شتر و اسب در طلسم خانه‌ها نقش شده بود و نيز تصوير كشتيها كه از درياى مغرب و شام ميامد نقش بود و در اين ميله‌هاى بزرگ و استوار اسرار طبيعت سنگ و گياه و حيوان اهلى و وحشى مندرج بود و آن را با رعايت حركات فلكى و توجه به مؤثرات علوى ترتيب داده بودند وقتى سپاهى از طرف حجاز يا يمن بجانب ايشان روان ميشد تصوير شتر و غير شتر را كه بر طلسم بود كور ميكردند و حيوانات سپاه كور ميشد و انسان و حيوان از كار ميماند و اگر سپاه از طرف شام بود با تصويرهائى كه در جهت شام بود همان رفتار ميكردند و همان آفت كه به تصويرها رسانيده بودند به انسان و حيوان سپاه ميرسيد . با سپاه مغرب و سپاهى كه از راه دريا از جانب روم و شام و ممالك ديگر ميرسيد نيز چنين ميكردند پس ملوك و اقوام ديگر از ايشان بيمناك شدند و حدود خويش را از دشمن محفوظ داشتند و به تدبير اين زن پير كه همه نواحى مملكت را نيك بهم پيوسته بود و سياست درست داشت ملكشان محفوظ ماند . مردم سلف و خلف درباره اين خواص و اسرار طبيعى آن سخن گفته‌اند حكايت كار پيرزن ميان مصريان شهره است و درباره آن ترديد ندارند طلسمخانه‌ها در صعيد و ديگر نواحى مصر تاكنون بجاست و انواع تصوير در آنجا هست كه وقتى روى چيزى نقش ميشده باقتضاى منظورى كه موجب آن بوده آثارى پديد ميآورده و اين مطابق ترتيبى است كه درباره طبيعت كامل گفته‌اند و خدا چگونگى